666_662

 هو  يا على مدد     سلام
از شما ممنونم كه اين نوشته هاى حقیرو  میخونید 
اول اجازه ميخواهم
از حضرت حق و حضرت پير كه مرا ياری كنند
به نام دوست و به ياد دوست  و به عشق دوست
به نام دوست به هر نمى بخوانی اوست
يا دوست و با همه دوست
به نام آنكه هستى را بنا كرد مرا با عشق و عرفان آشنا كرد
ای نام تو  بهترين سر آغاز  اى مولا چشمی  به نياز ما بیانداز 
اى نام تو مونس  روانم  جز نام تو  نيست بر زبانم
اى خوانده خدا تورا ولى ادرکنی  بر تو زنبی  نسل جلى ادرکنی 
دستم تهی و   لطف تو بى پايان است يا حضرت مرتضى على ادرکنی 
آمد به لبم ز غصه جان  ادرکنی يا حضرت روشن على ادرکنی 
يا حضرت معصوم على ادرکنی 

اول ميخواهم  كسب اجازه كنم از محضرِ حضرت پير يا على

 

 سلسله جلیله  نعمت الهی  
1-حضرت شاه نعمت الله  ولى
2-حضرت معصوم على شاهِ دکنی
3_حضرت رحمت على شاه
۴_ حضرت منّور على شاه
5_حضرت وفا على شاه
6_(حضرت صادق على شاه(حضرت اجاق 
7-حضرت  ذوالریاستین  مونس على شاه
8_حضرت روشن على شاهِ كرمانى
9_حضرت معصوم على شاهِ شيرازى

حضرت  معصوم على شاهِ شيرازى

ايشان يكى از اقطاب سلسله نعمت الهی   هستند
ايشان جناب آقاى اسمائیل  افسوسی  در سال ۱۳۲۹ در شيراز چشم به جهان گشودن  ايشان در سن ۲۰ سالگى پا به عرصه عرفان گذاشتند  و قطره ای  گشتند در درياى بزرگِ حق
ايشان ابتدا نزدِ عارف بزرگ جناب نيك تب شرف ياب شده و به دستگيرى ايشان در خانقاه  هفت تن شيراز در آمدند


پس از چند سال ايشان متوجهِ شدند كه خوابها  و سير هاى عجيبى ميبينند
كه در ان شخصى را زیارت  ميكنند كه نمی شناسند  
بله اين شخص كسى نبود جز جناب آقاى مهدى سینایی 

جناب مهدى سینایی ملقب  به حضرت روشن على شاه
ايشان هم يكى از اقطاب  سلسله نعمت الهی  كه از طرف حضرت مونس على شاه ماموریت  داشتند كه مردم را راهنمایی و هدايت كنند
ايشان در ان زمان شیخ  ماهان یکی  از شهرهاى كرمان بودند كه به مشهد مهاجرت كردند

جناب اسمائیل  افسوسی  ملقب  به حضرت معصوم على شاه به جستجوی  ان مردِ حق پرداختند كه ايشان را یافتند 
بله صورت و سیرت  ان مردِ بزگوار آنقدر زيبا بود كه دل ايشان را ربود  و دلباخته  خود كرد به طورى كه آنها عاشق و معشوق واقعی  شدند
ايشان چنان تحت تاثير قرار   گرفته  بودند كه حاضر نبودن ثانیه ایی ايشان را ترك كنند
بعد از مدتى ايشان سرسپرده  ان آقا شدند
و بلاخره لقبِ معصوم على را گرفتند و شيخ ان حضرت در فسا  شدند
در ان زمان حضرت روشن به مقام  قطبیت   رسيد بودند و ميتوانستند براى نقاط ايران شيخ انتخاب كنند
در sale1371 حضرت روشن على شاه در شيراز خرقه  تهى كردند
و دل هزاران عاشق را سوزاندند 
و دورى و فراق بدترين دردى بود كه حضرت معصوم على شاه را اذر ميداد
در فسا  ايشان خيلى مورد اذيت اطرافيان قرار گرفتند تا جايى كه ايشان مجبور شدن با اجازه پیرشان به شيراز بيايند
و خانقاهی  در شيراز برگزیدند 

ايشان تمام دستورات  پير خود را مو به مو انجام ميدادند و چنان با مريد هاى خود بر خرد ميكردند و آنها را از صميم قلب دوست داشته و يارى ميكردند
ايشان از هر كارى براى رساندن افراد به حق دريغ نمى كردند
واقعا من مرادِ دل سوخته مثل ايشان نديده بودم
ايشان با خنده فقرا شاد و با گريه آنها غمگين مى شدند
ده سال از خرقه  تهى كردن عارف روحانى حضرت سینایی  نگذشته بود كه ايشان به مقام  قطبیت  رسيدند و لقبِ ايشان از معصوم على به معصوم على شاه تعقیر كرد

 

به نظرِ من در ان دوره ايشان صورتشان  آنقدر نورانی شده بود كه همه از تعجب مانده بودند ايشان در ان وقت ان قدر پاك و مهربان شده بودند كه دل هر خسته دلى را ميبردند

روحِ بزرگِ ايشان در جسمِ کوچکشان  نمی گنجید ايشان ديگر زمينى نبودند و تعلق به جاى ديگر داشتند ان روزها شوقِ رسيدن به معشوق در چهره شان  نمايان بود

بلاخره ايشان در ماهه مبارك رمضان سال 1383 پرواز كرده و  خرقه  تهى كردند
داغ  بزرگى بر دل ما گذشتند
مقبره  ايشان كنار پير عزیزشان  وجود دارد زیارت  گاه رندان و  فقراست

يا على                     دست  و دعای حضرت معصوم على شاه همراه تان

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 2:13  توسط hooali121p  |